جلال جلالى زاده

92

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى )

أجر : مزد ، پاداش ، پولى كه مستأجر به مؤجر در مقابل منفعت ملك مىدهد . كهف / 77 « أعطوا الأجير أجره قبل أن يجف عرقه » أجل : مدت و زمانى كه براى چيزى تعيين مىگردد و بر سه قسم است : شرعى ، اراده شخص ، توافقى ، و داراى احكامى است مانند وجوب و تحديد و مقابله با مال . أعراف / 34 ، لقمان / 29 إجماع : اتفاق مجتهدان امت اسلامى در يكى از زمانها بر يك حكم شرعى . يونس / 71 ، يوسف / 15 أجنبى : نامحرم ، بيگانه . إجهاض : سقط جنين ، كه هريك از ادوار جنين داراى حكمى است ، در حال مضغه بودن ، پيش از دميدن روح ، پس از دميدن روح . إسقاط جنين داراى آثارى است : 1 - گناه 2 - مجازات كه شامل موارد ذيل مىشود 1 - غرّه ( يك بيستم ديه كامل ) 2 - كفاره 3 - تعزير . نجم / 32 ، مؤمنون / 14 أجير : كارگر ، مزدور ، دريافت‌كنندهء دستمزد ، به شخصى گفته مىشود كه در برابر مزدى انجام كارى را تعهد كند ، كسى كه اجاره مىكند مستأجر ، كسى كه مورد إجاره واقع مىشود أجير و دستمزد ، أجرت ناميده مىشود ، أجير خاص ، أجير مشترك . كهف / 30 أجير خاص : كسى كه مستأجر با او قرارداد مىبندد تا در مدت مشخصى كارى را براى او انجام دهد و قبل از پايان كار كار كس ديگرى را انجام ندهد . أجير مشترك : كسى كه مستأجر با او قرارداد مىبندد تا كار مشخصى را براى او انجام دهد و با پايان يافتن كار استحقاق مزد را پيدا مىكند . إحتباء : نوعى نشستن بر پهلو و چسباندن پاها به سينه ( چمپاتمبه نشستن ) كه در نماز مكروه است . إحاله : حواله دادن ، حواله‌كردن تعهد يا دينى از عهده كسى بر ديگرى .